دنیای ضرب المثل

داستان ضرب المثل برو کشکتو بساب

داستان ضرب المثل جالب برو کشکتو بساب. معنی زبانزد «برو کشکت رو بساب» یعنی به دنبال کار خودت برو و به کار دیگران و در کاری که به تو مربوط نیست، دخالت نکن. برو کشکت رو بساب. داستان ضرب المثل:. نقل می کنند در زمان مرحوم شیخ بهایی، عالم و عارف و وزیر دانشمند صفویه، مش حسن نامی که در یکی از مدرسه های اصفهان تحصیل می کرد با این مرد عالم ربانی حسادت و بغض دیرینه ای داشت و هرجا می نشست از وی بد می گفت. شیخ کمابیش حرف های مش حسن به گوشش خورده بود اما از آنجا که مرتبت و شأن او بالاتر از همزبانی و پاسخگویی به بدگویی های این طلبه تازه کار بود چیزی نمی گفت

ادامه مطلب ...
ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞهای ﺟﺎلب ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ

ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞ درباره ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ با معنی. غمزﻩ ﺷﺘﺮﯼ ﺁﻣﺪﻥ. ﻧﺎﺯﮐﺮﺩﻥ ﻟﻮﺱ ﻭ ﺑﯽﻣﺰﻩ،. ﻓﯿﻞ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩﺍﺵ ﺻﺪﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺨﺺ ﻧﮑﻮﮐﺎﺭ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﭼﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﻪﯾﮏ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻓﯿﻠﺶ ﯾﺎﺩﻫﻨﺪﻭﺳﺘﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ. ﺑﻪﯾﺎﺩ ﻋﻮﺍﻟﻢ ﺧﻮﺵ ﮔﺬﺷﺘﻪﻫﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ. ﻓﯿﻞ ﻭ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ. ﻧﻈﯿﺮ ﺩﻭﺷﮑﻞ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮ ﻭ ﭼﯿﺰ ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﻗﯿﺎﺱ. ﻗﺴَﻤَﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺩﻡ ﺧﺮﻭﺱﺭﺍ. ﺍﺯظوﺍﻫﺮ ﺣﺎﻟﺖﭘﯿﺪﺍﺳﺖﮐﻪ ﺣﺮﻑﺭﺍﺳﺖﻧﻤﯽﺯﻧﯽ. ﻗﻤﺮ ﺩﺭﻋﻘﺮﺏ ﺷﺪﻥ. ﺑﻬﻢﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﻭﺿﺎﻉﻭﺍﺣﻮﺍﻝ، ﺷﻠﻮﻍ ﺑﻠﻮﻍ ﺷﺪﻥ. ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺯینه ﻧﯿﺴﺖ ﻧﺠﺎﺭﯼ. ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ: هرﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﻬﺮﮐﺎﺭﯼ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ، ﺧﺮﺱ ﻭ ﻧﺠﺎﺭﯼ. ﮐﺎﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﯿﻞ ﺍﺳﺖ. ﮐﺎﺭﯼ ﺳﺨﺖ ﻭ ﻣﺸﮑﻞ ﻭ ﭘﺮﺩﺭﺩﺳﺮ ﺍﺳﺖ، ﮐﺎﺭ ﻫﺮﮐﺲ ﻧﯿﺴﺖ . کاهﭘﯿﺶﺳﮓ ﻭﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ پیشﺧ

ادامه مطلب ...
ضرب المثل های انگلیسی با ترجمه فارسی

ضرب المثل انگلیسی با ترجمه. First catch your hare, then cook him. مرغی که در هواست نباید به سیخ کشید. You can not serve God and mammon. هم خدا خواهی و هم دنیای دون. Spare the rod and spoil the child. کسی که بچه خود را نزند روزی به سینه خود خواهد زد. Curses come home to roost. تف سر بالا به صاحبش برمیگردد. two people can do – better than one can alone. دو تا فکر بهتر از یک فکره. take a chance while it is available. شانس یک بار در خونه آدم رو می زنه. Action speaks louder than words. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. A great ship must have deep water

ادامه مطلب ...
دروغ مصلحت‌آمیز، به از راست فتنه‌انگیز

داستان دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه‌انگیز. زمینه پیدایش ضرب المثل:. «پادشاهی را شنیدم که به کشتن اسیری اشارت کرد. بیچاره (اسیر) در حالت نومیدی به زبانی که داشت، مَلک را دشنام دادن گرفت و سَقَط گفتن که گفته‌اند: هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد، بگوید. مَلِک پرسید: چه می‌گوید؟ یکی از وزرای نیک محضر گفت: ای خداوند جهان! همی گوید: «وَالکاظِمینَ الغیظ، والعافینَ عَنِ النّاس؛ خدا فروخورندگان خشم و بخشایندگان بر مردم را دوست می‌دارد. ». مَلِک را رحمت در دل آمد و از سر خون او درگذشت. وزیر دیگر که بر ضد او بود، گفت: ابنای جنس ما را نشاید

ادامه مطلب ...
ضرب المثل ﺿﺮﺭ ﺑﻪ ﻣﺎﻝ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ

داستان ضرب المثل ﺿﺮﺭ ﺑﻪ ﻣﺎﻝ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ. ﺩﻭ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺑﺎﺭ ﺍﻭ ﺭﻭﻏﻦ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﺲ ﺑﻮﺩ ﻣﯽﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﺎ ﮐﺸﺘﯽ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﺗﺎ ﮐﺎﻻﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﻨﺪ. ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﺭﻭﻏﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﻏﻦ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺯﯾﺮﮐﯽ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﻣﺲ ﮔﻔﺖ: ﮐﻪ ﻣﺲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﺮﯾﺪﺍﺭ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﯿﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺟﻨﺎﺳﻤﻮﻥ ﺭﺍ ﺗﻌﻮﯾﺾ ﮐﻨﯿﻢ ﺍﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ ﻣﺲ ﮔﻔﺖ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﻤﻮﺩ. ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﭘﺎﯾﺎﭘﺎﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﻭ ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺩﺭ ﮐﺸﺘﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺑﺮﺳﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﮔﺎﻩ ﻃﻮﻓﺎﻧﯽ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺴﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﮐﺸﺘﯽ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﻭ ﺁﺏ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺸﺘﯽ ﺷﺪ ﻧﺎﺧﺪ

ادامه مطلب ...
ضرب المثل خرج اتینا

داستان ضرب المثل خرج اتینا. هرگاه کسی پولی را که باید صرف مخارج لازم و ضروری شود در راه بیهوده و طریق غیر عادلانه خرج کند ، با استفاده از ضرب المثل بالا می گویند : فلانی همه را خرج اتینا کرد ، یعنی نفله کرد و روی اصل جهالت و جوانی به مخارج غیر لازم رسانید . آورده اند که. اتینا حشرات خرد و به کنایه به آدمهای فرومایه می گویند . شادروان امیر قلی امینی می نویسد : سابقاً مطربها در مجالس عروسی و امثال آن پس از آنکه یک دور می رقصیدند در مقابل هر یک از میهمانها می نشستند و پس از چندی سر و کله آمدن و عشوه گری کردن زنگی را که در شست یا یک نعلبکی را که در

ادامه مطلب ...
ضرب المثل بهلول و خرقه،نان جو و سرکه

داستان ضرب المثل بهلول و خرقه،نان جو و سرکه. یکی بود یکی نبود. در زمان هارون الرشید،مردی بود به نام بهلول. بهلول دانشمند وآدم بزرگی بود. اواز شاگردان امام صادق علیه السلام بود. اما به دستور امام علیه السلام خودش را به دیوانگی زده بودتا کاری به کارش نداشته باشند و بتواند با تظاهر به دیوانگی حرفهایش را بزند و از مجازات خلیفه هم در امان باشد. یک روز هارون ارشید بامسخره کردن بهلول از او پرسید: وضع رسیدگی به کارهای خوب وبد مردم در آن دنیا چگونه است. من فکر می کنم که وضعم دران دنیا هم مثل این دنیا خوب باشداما از قیامت توخبر ندارم. نمی دانم خدا به حس

ادامه مطلب ...
ضرب المثل گاو بندی

داستان ضرب المثل گاو بندی. کاربرد ضرب المثل:. هرگاه بین دو یا چند نفر در عمل و اقدامی تبانی شود ، عبارت گاوبندی مورد استشهاد و تمثیل قرار می گیرد . آورده اند که . کشاورزانی که در قرا و قصبات ایرانی به امر کشت و زرع اشتغال دارند . دو دسته هستند ، دسته اول کشاورزان مقیم که در محل کار ، صاحب خانه و زندگی هستند و همان جا کشاورزی می کنند که آنها را صاحب نسق می گویند . دسته دوم کشاورزان غیر مقیم هستند که این دسته را در اصطلاح عمومی ، خوش نشین می گویند و هر کدام زمینی از مالکیت قریه می گرفتند و مانند کشاورزان مقیم در زمین مورد اجاره گاوبندی و زراعت

ادامه مطلب ...
ضرب المثل دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

داستان ضرب المثل دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید. مورد استفاده:. در مورد افرادی به کار می‌رود که در هر شرایطی همدل و همدم خود را پیدا می‌کنند. روزی روزگاری، در سال‌ها پیش حکیم و دانشمند بزرگ ایرانی «محمد بن زکریای رازی» در شهر ری در جنوب تهران امروزی به دنیا آمد. رازی بعد از سال‌ها درس خواندن و شاگردی در محضر اساتید بزرگ تبدیل به حکیم کار بلدی شد که روز به روز به جهت طبابت صحیح‌اش مشهورتر می‌شد. طوری که نام یکی از معروفترین پزشکان یونانی به نام «جالینوس» را به او نسبت داده بودند. زکریای رازی شاگردان فراوانی را تربیت کرد تا بتواند به بیماران ب

ادامه مطلب ...
ضرب المثل بار کج به منزل نمی‌رسد

داستان ضرب المثل بار کج به منزل نمی‌رسد. کاربرد ضرب المثل: در تشویق به راستی و درست‌کاری و در نکوهش و متوجه کردن افرادی که به بیراهه می‌روند به کار می‌رود. داستان ضرب المثل:. یکی از شاهزادگانی که به سعدی شیرازی ارادت داشت، محرمانه از شاهزاده خانم خویش به وی شکایت کرد که همه ساله برای من سه قلوی دختر می‌آورد و از او علاج خواست. سعدی راه‌حلی نشان داد که شاهزاده خانم را سخت برآشفته ساخت و فرمان داد او را از شهر اخراج کنند. شیخ بار سفر بست و زاد و توشه سفر را در یکتای خورجین و تای دیگر را خالی گذاشت. آن‌گاه خورجین را روی الاغ انداخت، ولی از هر طر

ادامه مطلب ...
ضرب المثل ناخوانده به خانه خدا نتوان رفت

ضرب المثل ناخوانده به خانه خدا نتوان رفت. داستان ضرب المثل ناخوانده به خانه خدا نتوان رفت. در روایات این چنین نقل شده است که در زمان‌های بسیار دور، یکی از تاجران معروف کشور عراق، برای زیارت و طواف خانه‌ی خدا راهی مکه مکرمه می‌شود. او در بین راه با خود می‌گفت بعد از زیارت خانه خدا، به بازار می‌روم و اگر جنس ارزون و مرقون به صرفه وجود داشت، می‌خرم. خلاصه بعد از چند روز به مکه رسید و بعد از کمی استراحت برای طواف به مسجد‌الحرام رفت. او اعمال حج را به جای آورد و به استراحتگاهش برگشت. پس از چند ساعت از خواب بیدار شد و به بازار شهر رفت تا هم گشتی در

ادامه مطلب ...
ضرب المثل چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

داستان ضرب المثل چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی. کاربرد ضرب المثل:. غالباً در مورد افرادی به کار می‌رود که قبل از انجام امور، جوانب گوناگون آن را در نظر نمی‌گیرند و عمل و رفتار آنها براساس تعقل و دوراندیشی نیست و سرانجام دچار پشیمانی و حسرت می‌شوند. زمینه پیدایش ضرب المثل:. زمانی که یوسف بر اثر حسادت برادران خود در چاه افتاد. مالک بن دعر که با کاروانش از آنجا می‌گذشت او را نجات داد و به عزیز مصر فروخت. عزیز، نیز او را به خانه برد و به همسر خود، زلیخا گفت: «او را گرامی بدار. شاید روزی از او بهره بگیریم و وی را به فرزندی بپذیریم. » زلیخا

ادامه مطلب ...
ضرب المثل كار از محكم كاری عیب نمی‌كند

داستان ضرب المثل کار از محکم کاری عیب نمی‌کند. مورد استفاده:. کنایه از وسواس و محکم کاری بیش از اندازه در کارها. داستان ضرب المثل:. روزی روزگاری، ملانصرالدین که با رفتارهای عجیب و غریبش خیلی معروف است، در باغچه‌ی گوشه‌ی حیاط خانه‌اش چند ساقه مو را قلمه زد. ملا چند هفته‌ای از آنها مراقبت کرد تا جوانه زدند و تبدیل به نهال درخت انگور شدند. ملانصرالدین که خیلی خوشحال بود و توانسته بود نتیجه‌ی زحمتش را ببیند، ذوق زده شده بوده و از نهال‌ها به شدت مراقبت می‌کرد. او هر روز غروب وقتی که آفتاب غروب می‌کرد نهالها را از باغچه خارج می‌کرد و به انباری خانه

ادامه مطلب ...
ضرب المثل بوق سگ!

ریشه ضرب المثل بوق سگ. "کارکردن از خروس خون تا بوق سگ" جمله ایست که شاید بارها در محاورات روزانه از آن استفاده کرده ایم و یا دست کم آن‌ را شنیده ایم. ریشه عبارت "بوق سگ" به بازار برمی‌گردد. بازارهای ایرانی از دو گذر بزرگ عمود بر هم ساخته می‌شد که در میانه بهم رسیده و «چهارسوق» بزرگ را می‌ساخت. بازار بسته به بزرگی و کوچکی‌اش و بازاریانِ آن می‌توانست چندین چهارسوق کوچک نیز داشته باشد. اما ورودی و خروجی این بازارها تنها از دو سر گذرهای اصلی آن بود. بنابراین بازارهای ایرانی چهار مدخل داشت که در دو سر شاخه اصلی بود و با درهای بزرگ چوبی بسته می‌شد

ادامه مطلب ...
ضرب المثل شده حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

داستان ضرب المثل شده حکایت روباه و مرغ‌های قاضی. مورد استفاده:. این ضرب المثل برای پرهیز کردن به افراد عادی جامعه از درافتادن با ثروتمندان و افراد بانفوذ حکومت به کار می‌رود. در جنگلی سرسبز، گرگ و روباهی چندین سال با هم رفیق بودند. بیشتر وقت‌ها این دو دوست با هم برای شکار به حیوانات حمله می‌کردند و با هم آن حیوان را می‌خوردند. ولی معمولاً هرکدام خودش به دنبال غذا می‌رفت مگر اینکه حیوانی که می‌خواست شکار کند به حدی بزرگ بود که تنهایی نمی‌توانست آن حیوان را شکار کند و از دوستش کمک می‌گرفت. شکار رفتن و تقسیم خوراکی دو نفره میان این دو حیوان دوست

ادامه مطلب ...
ضرب المثل های ژاپنی

ضرب المثل های ژاپنی. ضرب المثل های ژاپنی. “،به خاطر میخی نعلی افتاد. ،به خاطر نعلی اسبی افتاد. ،به خاطر اسبی سوار�� افتاد. ،به خاطر سواری جنگی شکست خورد. به خاطر شکستی مملکتی نابود شد. و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود”. ضرب المثل های ژاپنی. ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﺮ ﻛﺎﺭ ﻣﺎ. ﺣﺘﯽ ﻛﻮﭼﻚ. ﺍﺛﺮﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺎ ﻧﺒﯿﻨﯿﻢ. ضرب المثل ژاپنی. باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت. ضرب المثل های ژاپنی. انسان از پیروزی چیزی یاد نمی گیرد ولی از شکست خیلی چیزها یاد می گیرد. انواع ضرب المثل ها. کاهلان وقت فراغت ندارند. ریشه ضرب ال

ادامه مطلب ...
ضرب المثل خدا از سلطان محمود بزرگ‌تر است

داستان ضرب المثل خدا از سلطان محمود بزرگ‌تر است. کاربرد ضرب المثل:. این ضرب المثل در دلداری به کسی به کار می‌رود که گرفتار مشکل سخت و دشوار شده باشد. و پیام آن امیدوار بودن به فردا و آینده و ناامید نشدن از مشکلات و موانع می‌باشد و اینکه همواره باید به خدا امیدوار بود و قدرت خدا از همه قدرت‌ها بالاتر است. زمینه پیدایش. روزی سلطان محمود بر لب ایوان بارگاه خود قدم می‌زد. چشمش به زن مرد نجاری افتاد. سخت عاشق زن شد و بی‌قرار از وزیرش راه چاره خواست. وزیر که خیلی زیرک بود گفت: اگر شاه این راز را فاش کند، یا بخواهد علنی نجار را بکشد، خیلی بد می‌شو

ادامه مطلب ...
ضرب المثل آن ریشی که گرو می گیرند این نیست

داستان ضرب المثل آن ریشی که گرو می گیرند این نیست. کاربرد ضرب المثل:. این مثل در مورد افرادی به کار می‏رود که اعتبار و حیثیتی ندارند؛ ولی برای انجام در خواستشان، می‏خواهند ریش گرو بگذارند!. مرد سرشناسی نیاز به پول پیدا کرد و برای پول قرض کردن پیش تاجری رفت و چون هیچ گونه ودیعه ای پیدا نداشت که نزد او بگذارد، تاجر به او گفت: ریش گرو بگذار. مرد پس از ناراحتی زیاد شانه به دست گرفت و با احتیاط تمام به شانه زدن ریش پرداخت. تا توانست تاری از آن را به دست آورد و آن را در کاغذ پیچیده و به مرد تاجر داد. مردی از این جریان با خبر شد و به طمع گرفتن پول،

ادامه مطلب ...
دوست آن باشد که به تو راست گوید، نه آن‌که دروغ تو را راست انگارد

داستان ضرب المثل دوست آن باشد که به تو راست گوید نه آن‌که دروغ تو را راست انگارد. کاربرد ضرب المثل:. در نکوهش دوستان فریب‌کاری که پیوسته از انسان تمجید می‌کنند و موجب غفلت انسان می‌شوند و در تشویق و توصیه به صداقت و راستی در دوستی‌ها به کار می‌رود. داستان ضرب المثل:. «دهقانی بسیار مال و ضیاغ و متاع دنیوی داشت و دستگاهی به عقود و نقود. همیشه پسر را پندهای دلبند دادی و از استحفاظ مال و محافظت بر دقایق دخل و خرج و حُسن تدبیر معیشت در معاشرت و بذل و امساک مبالغت‌ها نمودی و گفتی: ای پسر! مال به تبذیر مخور تا عاقبت تشویر نخوری و رنج تحصیل دانش بر تا

ادامه مطلب ...
ضرب المثل تو نخندی من بخندم؟!

داستان ضرب المثل تو نخندی من بخندم. کاربرد :. این ضرب المثل در مورد کسانی صدق می کند که در اثر ناراحتی و رنج زیاد حوصله غصه خوردن هم ندارند، همچنین در مورد کسی که گیر فرد بی مسئولیت و خوش خیالی می افتد، از این ضرب المثل استفاده می کنند. داستان ضرب المثل:. طلب کاری بود که هر وقت به سراغ طلبش می رفت بدهکار بهانه ای می آورد و طلبش را نمی داد. روزی تصمیم گرفت که هر طور که شده طلبش را وصول کند. پس شمشیرش را بر داشت و به سمت دکان بدهکار به راه افتاد. در راه با خودش می گفت یا طلبم را می گیرم و یا با همین شمشیر به حسابش می رسم. وقتی به دکان بدهکار ر

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه